جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
321
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
تودهها را با شمشير و آتش و گرفتن مال و نان و ريختن خون ، مطيع و فرمانبردار كنند ! و غلبه معنوى هم آن نيست كه تودهها از بيم يا اميد ، از ترس يا آرزويى ، به امر حاكم گردن نهند . او خود امام و پيشوايى است كه خدايش را بهخاطر پاداش و يا از ترس عذابش ، عبادت نمىكند ، بلكه براى اين او را مىپرستد كه سزاوار پرستش است . حكومت از نظر وى آن است كه وجدان فردى و اجتماعى و انسانى را مورد توجه قرار دهد و به رعايت خير و صلاح متوجه سازد و سپس جامعه و مردم را ناظر اعمال خود بداند كه كارها را ببينند و داورى كنند و به نفع يا به ضرر كارهاى وى رأى دهند و اعمال او را تصويب و يا رد نمايند ! حكومت آن نيست كه حاكم پس از آنكه بر مسند قدرت نشست و استقرار يافت ، استبداد رأى و خودكامگى را پيشه كند ، بلكه شورى و مشورت عادلانهترين حكومتهاست . و مردم كاملًا حق دارند از حاكم بخواهند كه : « هيچ رازى را از آنها پنهان نكند و هيچ كارى را بدون اطلاع مردم انجام ندهد » مگر آنكه پنهانداشتن آن كار و آن راز ، تا مدتى ، خود بالذات به مصلحت همگان باشد . همچنين مردم كاملًا حق دارند كه در جريان منافع و مضار خود قرار بگيرند و بر حاكم هم كاملًا واجب و لازم است كه از همه آراء و افكار استقبال كند ، چونكه شايد در آن آراء و افكار ، چيزى باشد كه به ذهن او نيامده و وجدانش از آن آگاه نشده و يا علمش به آن نرسيده است . على مىگويد : « هركس كه به همه آراء توجه كند ، موارد اشتباه را درمىيابد » . و هركسى كه موارد اشتباه را بشناسد ، امكان مىيابد كه به صلاح و صواب راه يابد . پس توجه به افكار و نظريات توده مردم ،